حكيم ابوالقاسم فردوسى

476

متن كامل شاهنامه فردوسى (شرح ميترا مهرآبادى)

سى پر سنگ باشد . سراسر آن ريگ داغ و خاك و زمين سختى است كه مور و مار و ملخ نيز از آن نگذرد . در هيچ جاى آن چكهء آبى نيز نبينى و زمينش پيوسته از آفتاب مىجوشد . نه اسپ بر خاكش گذر يابد و نه كركس تيز پر در آسمانش بگذرد . بر آن زمين سخت و ريگش هيچ گياهى نرويد و زمينش پر از ريگهاى روان بسان توتيا « 1 » باشد . بدين گونه چهل پرسنگ را بايد برانى و ديگر نه براى اسپان ياراى بار بردن بماند و نه دلى با مردان . آنگاه سپاهيان از آنجا به رويين دژ رسند كه يك سايه نيز در آنجا نيابى . بارويش سر به خورشيد ساييده است . در بيرون آن چهارپايان هيچ خوردنىاى نيابند و هيچ يك از سواران بر جاى نمانند . اگر سد هزار تن از پهلوانان دشنه‌گزار ايران و توران نيز بيآيند و سد سال در پيرامون آن بنشينند و پيوسته بر آن تيرباران كنند ، باز هم نمىتوانند بر آن چيره گردند . پس سپاه فراوان با اندك يكسان است ، چون آن را جادو ساخته‌اند . چون ايرانيان اين بد را از گرگسار بشنيدند ، دردمند گشتند و گفتند : اى شاه آزاد مرد ، تا مىتوانى پيرامون رنج و سختى مگرد . اگر اين سخنهايى كه گرگسار بگفت ، راست باشد و بىگمان آشكار گردد ، پس ما نه از براى جنگ ، كه تنها از براى مرگ بدين جايگاه آمده‌ايم . تا كنون چنين راه دشوارى را بپيمودى و اين همه رنج و سختى از دد و دام ديدى و بر آنها چيره آمدى . براستى كه هيچيك از نامداران و شاهان پهلوان ياراى بر شمردن چنين رنجهايى را كه در اين هفت خوان براى تو پيش آمد ، ندارند . اينك چون از اين راه با پيروزى بازگردى و با دلى شاد و خرّم به نزد شاه به روى ، اگر از راه ديگرى به كين خواهى به روى ، همهء توران زمين ، تو را نماز خواهند برد . ليك اين گونه كه گرگسار مىگويد ، تن خود را خوار مدار . زيرا پس از آن كه پيروز و شاد گشتى ، نبايد سر خود را بر باد دهى . اسفنديار كه اين سخنان را از آن پهلوانان بشنيد ، روى شادش دژم گشت و گفت :

--> ( 1 ) - توتيا به معناى سنگ سرمه است . لغت‌نامه دهخدا ، ماده توتيا .